Daily Routine

کارهای روزمره در انگلیسی

در زندگی همه ما، از لحظه ای که از خواب بیدار می شویم تا لحظه ای به تختخواب می رویم، اتفاقاتی وجود دارند که معمولا درباره آنها خیلی صحبت می کنیم. این اتفاقا ت و کارهایی که در زندگی روزمره انجام می دهیم یعنی کارهای روز مره، در زبان انگلیسی هم جا یگاه خاص خود را دارند، و معمولا درباره آنها زیاد صحبت می شود. یکی از پر کاربردترین مکالمه های روزمره همین کارهای روزمره به زبان انگلیسی هست که در این مقاله بطور مفصل و کاربردی به تمام این کارها و کاربردهای آن اشاره می کنیم.

 انواع محیط برای انجام کارهای روزمره به انگلیسی:

کارهای روزمره به انگلیسی مثل زبانهای دیگر، در محیط های مختلف اتفاق میافتند. در پایین به همه این محیط ها و کارهای مربوط به آنها اشاره کامل شده است.

  محیط خانه

 محیط کار

 مسیرها

 مدرسه

 محیط های دیگر مانند: باشگاه، فروشگاه، بیمارستان، دانشگاه و …

محیط خانه

Wake up

بیدار شدن از خواب

Get up

بلند شدن از خواب / تختخواب

Take a Shower / Take a bath

دوش گرفتن / حموم کردن

Get dressed

لباس پوشیدن و آماده شدن

Have breakfast / Eat breakfast

صبحانه سِرو کردن / صبحانه خوردن

Have lunch / Eat lunch

نهار سِرو کردن / نهار خوردن

Have dinner / Eat dinner

شام سِرو کردن / شام خوردن

Cook lunch / Make lunch

نهار پختن / نهار درست کردن

Cook dinner / Make dinner

شام پختن / شام درست کردن

Clean the house

تمیز کردن خونه

Do homework

انجام دادن تکالیف

Relax

استراحت کردن

Take a nap

چُرت زدن

Read the paper (newspaper) / Read a magazine

روزنامه خواندن / مجله خواندن

Read a book

کتاب خواندن

Check email / Check Telegram / Instagram

چک کردن ایمیل / چک کردن تلگرام / اینستاگرام

Watch TV / Watch a film (movie)

تلویزیون دیدن / فیلم دیدن

Listen to radio / listen to a music

رادیو گوش کردن / موسیقی گوش کردن

Brush teeth

مسواک زدن

Comb hair / Brush hair

 شانه کردن موها / بُرس زدن موها

Make up

آرایش کردن

Go to bed

به تختخواب رفتن

Go to sleep

به خواب رفتن

 محیط کار

Work

کار کردن

Have a customer

مشتری داشتن

Help a customer

کمک کردن به مشتری

Arrange the things

مرتب کردن چیزها

Go to office

به دفتر کار رفتن

Talk with colleagues (co workers)

صحبت کردن با همکاران

Talk with the boss

صحبت کردن با رئیس / مدیر

Leave work / workplace

ترک کردن محل کار

 در مسیرها

Take children to school / Drop off the kids

بردن بچه ها به مدرسه

Take the bus to school

برای مدرسه سوار اتوبوس شدن / اتوبوس گرفتن به مدرسه

Drive to work / Go to work

رانندگی کردن به محل کار / رفتن به محل کار

Go to school / Go to college / Go to university

 به مدرسه رفتن /  به کالج رفتن /  به دانشگاه رفتن

Go to the grocery store

به خواربار فروشی رفتن

Pick up the kids

دنبال بچه ها رفتن

Come (back) home / Go home / Get home

برگشتن به خونه  /  رفتن به خونه  / رسیدن به خونه .

 مدرسه

Go  to class

رفتن به کلاس

Go to the library

رفتن به کتابخانه

Go to main office

رفتن به دفتر مرکزی

Talk with teacher / Principal / Assistant principal

حرف زدن با معلم / مدیر مدرسه / معاون مدرسه

Leave the class / School

ترک کردن کلاس / مدرسه

 محیط های دیگر

Exercise

ورزش کردن

Work out

تمرین ورزشی کردن / نرمش کردن

Meet a doctor

دیدن دکتر

Have a meeting

ملاقات داشتن

Go shopping

خرید رفتن

Go out with friends / family

 بیرون رفتن با دوستان / خانواده

روش های استفاده از کارهای روزمره در انگلیسی

برای استفاده از کارهای روزمره در مکالمه ها معمولا از زمان حال ساده استفاده می کنیم، که برای یادگیری کامل آن می توانید مطلب کامل و کاربردی زمان حال ساده در انگلیسی را مطالعه کنید. در پایین چند مثال درباره کاربرد کارهای روزمره در انگلیسی برای شما آورده ایم تا به این بحث آشنایی کامل پیدا کنید.

مثال:

1-

A: When do you wake up?

کی از خواب بیدار میشی؟

B: I wake up at 7:00 a.m.

ساعت 7 صبح بیدار میشم.

2-

A: When does your father come back home?

بابات کی برمی گرده خونه؟

B: He comes back at 2:30 p.m.

ساعت 2:30 بعد از ظهر بر می گرده.

3-

A: Does your brother exercise?

داداشت ورزش میکنه؟

B: Yes, he does.

بله، ورزش میکنه.

A: When does he go to gym?

ساعت چند میره باشگاه؟

B: He goes to gym at 8 in the evening.

ساعت 8 عصر میره باشگاه.

 نکته: برای تسلط کامل به گفتن زمانِ انجام کارها می توانید مطلب پرسیدن و گفتن ساعت ها به انگلیسی را مطالعه کنید. گاهی اوقات اتفاق میافتد که ما به انجام کار روزمره ای در گذشته اشاره میکنیم، و شما برای یادگیری این زمان می توانید مطلب زمان گذشته ساده به انگلیسی را مطالعه کنید.

به این مثال دقت کنید.

She went shopping at 10 p.m yesterday.

او دیروز ساعت 10 شب رفت خرید.

I went out with my friends last midnight.

نیمه شب دیروز با دوستام بیرون رفتیم.

 یک پیشنهاد: برای تسلط بیشتر به این مطلب، و برای اینکه بتوانید براحتی از آن در مکالمه های خودتان استفاده کنید، بهتر است چند بار عبارت های کاربردی و مثال های  این مطلب را مرور کنید. و همچنین برای جمله سازی راحت تر، لازم است که به زمان های اشاره شده در این مطلب مسلط شوید. پس آنها را کامل مطالعه، مرور و استفاده کنید تا صحبت کردن درباره کارهای روزمره به زبان انگلیسی برای شما لذت بخش باشد.

عضویت در تلگرام

موفق و پیروز

فعال و زبان آموز باشید

jadoyezaban.com

 

families-in-english

روابط فامیلی و خانوادگی به زبان انگلیسی

در این مقاله با یکی از مهمترین موضوعاتی که در مکالمات روزمره و بعد از آشناییها درباره آن صحبت می شود، (یعنی روابط فامیلی و خانوادگی به زبان انگلیسی) آشنا می شویم. معمولا در مکالمات و ارتباط هایی که بین دو نفر ایجاد می شود نسبت های فامیلی بین افراد فامیل و خانواده هر دو طرف یکی از صحبت های مهم و کاربردی است. بخاطر اهمیت زیاد این موضوع مقاله ای کامل راجع به انواع روابط فامیلی و خانوادگی به زبان انگلیسی و مکالمات مربوط به آن برای شما آماده کرده ایم.

انواع روابط فامیلی

1- روابط نسبی:

2- روابط سببی، که خودش به دو قسمت تقسیم می شود.

الف: روابط بعد از ازدواج و به واسطه قانون

ب: بعد از ازدواج و طلاق، و ازدواج مجدد

روابط نسبی: روابطی که هنگام تولد وجود دارند، یا بعد از آن بصورت محدود ایجاد می شوند.

Grandparents

پدربزرگ و مادر بزرگ

A: Grandmother

مادربزرگ

Grandma

عزیز / ننه جان

B: Grandfather

آقاجون

Grandpa

پدربزرگ

Parents

والدین

A: mother

مادر

Mom

مامان

B: Father

پدر

Dad

بابا

Sister

خواهر / آبجی

Brother

برادر

Aunt

خاله / عمه / زندایی / زن عمو

Uncle

دایی / عمو / شوهر خاله / شوهر عمه

Cousin

دختر دایی / دختر خاله / دختر عمو / دختر عمه / پسر دایی / پسر خاله / پسر عمو / پسر عمه

دایره لغت بیشتر

Grandson

نوه (پسر)

Granddaughter

نوه (دختر)

Grandchild / Grandchildren

نوه / نوه ها

نکته: به کسانی که بصورت عمومی و در عروسی خودشان عروس و داماد هستند از کلمات (bride) و (groom) استفاده می کنیم، ولی از کلمات (Daughter-in-law) و (Son-in-law) برای اشاره به کسانی استفاده می کنیم که می دانیم عروس و داماد چه کسی هستند.

روابط سببی: به واسطه ازدواج

Mother-in-law

مادر شوهر / مادر خانوم

Father-in-law

پدر شوهر / پدر خانم

Sister-in-law

خوار شوهر / خواهر خانم / جاری / زن برادر خانم

Brother-in-law

برادر شوهر / برادر خانم / باجناق / شوهر خوار شوهر

Wife

همسر / زن

Husband

شوهر

Daughter

دختر

Son

پسر

نکته: هر چند از کلمات (daughter) و (son) برای اشاره به دختر کسی که معلوم است استفاده میکنیم، ولی وقتی که درباره دختر خودمان حرف میزنیم، می توانیم بجای کلمه (daughter) از کلمه (girl) استفاده کنیم و بجای کلمه (son) هم از کلمه (boy) استفاده کنیم. در حال عمومی که نمی دانیم آن بچه دختر یا پسر بچه چه کسی است، از کلمات (girl) و (boy) استفاده می کنیم.

Niece

دخترِ برادر / دختر خواهر

Nephew

پسر خواهر / پسر برادر

دايره لغات بيشتر

Daughter-in-law

عروس

Son-in-law

داماد

روابط سببی: به واسطه طلاق و ازدواج مجدد

عبارت های کاربردی

Married couple

زوج متأهل

Divorced couple

زوج طلاق گرفته

Single mother

مادر تنها (خانم مطلقه)

Single father

پدر تنها

Remarried

ازدواج مجدد کردن

روابط بعد از طلاق و ازدواج مجدد

Stepfather

شوهر مادر (نا پدری)

Stepmother

زن پدر (نا مادری)

Stepsister

نا خواهری

Stepbrother

نا برادری

Half sister

خواهر ناتنی: بعد از ازدواج مجدد پدر یا مادر بدنیا آمده.

Half brother

برادر ناتنی: بعد از ازدواج مجدد پدر یا مادر بدنیا آمده.

دایره لغت بیشتر

Siblings

خواهر و برادر

Ex-wife / Former wife

زن سابق

Ex-husband / Former husband

شوهر سابق

Stepdaughter

دختر خوانده

Widow

زن بيوه

Widower

مرد زن مرده

روش هاي صحبت درباره روابط خانوادگي و فاميلي به زبان انگليسي

پرسدن و جواب دادن درباره روابط افراد، نسبت به فردي که گوينده و شنونده مي شناسند.

مثال:

1-

Who is Jane?

جِين کيه؟

She is Jack`s mother.

مادر جکه.

2-

Who is Michel?

مايکل کيه؟

He is Jenifer`s husband.

شوهر جنيفره.

پرسيدن و گفتن رابطه بين دو نفر

مثال:

1-

What`s the relationship between Mary and David.

رابطه بين ماري و ديويد چيه؟

They are siblings.

خواهر برادرند.

2-

What`s the relationship between Tom and Lisa.

رابطه بين تام و ليزا چيه؟

They are stepfather and stepdaughter.

ناپدري و دختر خوانده اند.

پرسيدن و گفتن درباره نسبت هايي، که نمي دانيم به چه کسي نسبت داده مي شود.

مثال:

1-

Who is Kim`s half sister?

خواهرن ناتني ليزا کيه؟

Ana is.

آناست.

2-

Who is Heal`s mother in law?

مادر شوهر هيل کيه؟

Susan is.

سوزانه.

يک پيشنهاد: براي تسلط کامل به اين مطلب مي توانيد روابط ديگر فاميلي را با روابط اشاره شده در مثالها جابجا کنيد، و جملات شخصي خودتان را بسازيد. سعي کنيد جملات شخصي خودتان را هم چند بار تکرار کنيد تا ملکه ذهن شما شوند. بعد از اين کار و براي کاربردي تر شدن تسلط خودتان مي توانيد اين روابط را درباره اعضاي خانواده و فاميل خودتان بسازيد.

مطلب آخر: اگر از شما خواسته شد که درباره خصوصيات افرادي که معرفي مي کنيد، صحبت کنيد بايد آنها را توصيف کنيد. براي اين کار مي توانيد مقاله توصيف افراد به زبان انگليسي را مطالعه کنيد که بصورت کامل در اين باره صحبت کرده است.

عضویت در تلگرام

موفق و پیروز       

فعال و زبان آموز باشید

jadoyezaban.com

 

describing people

توصیف افراد به زبان انگلیسی

در مکالمات و زندگی روزمره بسیار اتفاق میافتد که ما نیاز پیدا میکنیم تا کسی را توصیف کنیم. بطور مثال طرز پوشش و ظاهر یک فرد یا خصوصیات دیگر او را برای کسی توضیح دهیم. یا وقتی که کسی درباره کس دیگری از ما سؤال می کند و ما می خواهیم بطور کامل او را توصیف کنیم. در این مقاله همه موارد برای توصیف افراد، باضافه تمام راه ها و کاربرد های توصیف افراد به زبان انگلیسی را با روشی ساده توضیح می دهیم تا بتوانید آن را به راحتی یاد بگیرید، تمرین کنید و با لذت تمام استفاده کنید.

مواردی که در آنها نیاز به  توصیف افراد به زبان انگلیسی داریم.

توصیف اعضای خانواده به افراد دیگر

توصیف پوشش یک فرد یا خودمان به دیگران

توصیف یک یا چند خصوصیت از کسی به دیگران

توصیف خصوصیات ظاهری افراد، که برای دیگران مشخص نیست

توصیف همه خصوصیات ظاهری و شخصیتی یک فرد به دیگران

راه های توصیف افراد به زبان انگلیسی

توصیف پوشش و لباس

توصیف سن و سال

توصیف قد

توصیف وزن و سنگینی

توصیف ناتوانایی افراد

توصیف خصوصیات ظاهری

توصیف موها

توصیف وسایل زینتی و متعلقات

توصیف پوشش و لباس (Describing cloths)

لغات کاربردی در توصیف پوشش و لباس

لباس ها

Shirt

پیراهن

Coat

کت

Socks

جوراب

Pants

شلوار

T-shirt

تی شرت

Suit

کت و شلوار

Dress

لباس زنانه

نکته: از بین لباس ها این چند لباس که در پوشش عمومی کاربرد زیادی دارند، در توصیف لباس و پوشش بیشتر استفاده می شوند.

رنگ ها

Black

مشکی

White

سفید

Red

قرمز

Blue

آبی

Brown

قهوه ای

برای یادگیری همه رنگ ها می توانید به مقاله کامل رنگ ها به زبان انگلیسی مراجعه کنید.

طرح ها ی پارچه

Solid

تک رنگ

Striped

راه راه

Polka-dotted

چهارخانه

Plaid

شطرنجی

Print

طرحدار

Checked

شطرنجی

Floral

گلدار

Paisley

کشمیری / با گلهای بزرگ

راه های توصیف پوشش ها

سوال ها

What colors are you / they wearing today?

امروز تو چه رنگهای پوشیدی/ آنها چه رنگهایی پوشیدند؟

What colors is she / he wearing?

اون خانوم / اون آقا چه رنگهای پوشیده؟

What color is your / her / his shirt?

پیراهن تو / اون خانوم / اون آقا چه رنگیه؟

جواب ها

ما می توانیم در هر توصیف به 3 نوع از لباس یک نفر و رنگ و طرح آنها اشاره کنیم.

1-

I`m wearing a blue striped shirt, cream pants and brown shoes.

من پیراه آبی راه راه، شلوار کرِم رنگ و کفش قهوه ای پوشیدم.

She / He is wearing a red T-shirt, blue jeans and black shoes.

اون خانوم / آقا قرمز، شلوار لیِ آبی و کفش مشکی پوشیده.

2-

I`m in my white T-shirt.

تی شرت شفید پوشیدم.

She is in her print blue blouse.

اون خانوم بلوز طرحدار آبی پوشیده.

He is in his Black suit.

اون کت و شلوار مشکی پوشیده.

3-

My shoes are black.

کفشهام مشکیه.

Her / His coat is brown.

کت اون قهوه ایه.

توصیف سن و سال

هنگام صحبت کردن درباره سن و سال و توصیف آن می توانیم از دو بخش استفاده کنیم، که در پایین به آنها اشاره می کنیم.

بر اساس گروه (دوره) سنی (Adult , Children)

Man – Men

مرد – مردها

Woman -Women

زن / خانوم / زنها / خانومها

Senior citizen = 62+years old

فرد بزرگ فامیل / ریش سفید فامیل = از 62 سال به بالا

Infant =1month – 3 months old

نوزاد = از 1 ماه تا 3 ماهه

Baby = 3 months – 18 months old

کودک = از 3 ماه تا 18 ماهه

Toddler = 18 months – 3 years old

نو نهال = از 18 ماه تا 3 ساله

Child = 3 years old – 12 years old

بچه = از 3 سال تا 12 ساله

6-year- old boy

پسر 6 ساله

10-year-old girl

دختر 10 ساله

Teenager = 13 years old – 19 years old

نوجوان = از 13 تا 19 ساله

 Adult = 18+ years old

بزرگسال = از 18 سال به بالا

بر اساس دوره زندگی (Age)

Young

جوان

Middle-aged

میانسال

Elderly / Old

پیر / سالخورده

اولین راه توصیف سن و سال، پرسیدنِ سالهای عمر یک نفر است که راه آن را در پایین میبینید، و راه دیگر توصیف سن

، بر اسای دوره سنی همراه با قد و وزن است که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

راه اول:

How old are you?

چند سالته؟

I`m 25 (years old).

25 سالمه.

How old is she / he?

اون خانوم / آقا چند سالشه؟

She / He is 32 (years old).

اون خانوم / آقا 32 سالشه.

توصیف قد (Height)

Tall

قد بلند

Average height

قد متوسط

Short

قد کوتاه

اولین راه توصیف قد، پرسیدنِ ارتفاع قد یک نفر است که راه آن را در پایین میبینید، و راه دیگر توصیف قد همراه با سن و وزن است که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

راه اول:

How tall are you?

قدت چنده؟

I`m 1m and 75cms. / (175) one hundred seventy five cms.

یک متر 75 سانتیمتر هستم./ 175 سانتیمتر هستم.

How tall is she / he?

قد اون خانوم / آقا چنده؟

She / He is 1m and 68cms. / (168) one hundred sixty eight cms.

یک متر 68 سانتیمتر هستم./ 168 سانتیمتر هست.

توصیف وزن و سنگینی (Weight)

Heavy / Fat

سنگین وزن / چاق

Average weight

وزن متوسط

Thin / Slender

لاغر

اولین راه توصیف وزن، پرسیدنِ سنگینی وزن یک نفر است که راه آن را در پایین میبینید، و راه دیگر توصیف وزن همراه با سن و قد است که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

راه اول:

How heavy are you?

وزنت چنده؟

I`m 75kgs.

75 کیلو هستم.

How heavy is she / he?

وزن اون خاونم / آقا چنده؟

She / He is 80kgs.

اون آقا / خانوم 80 کیلو گرمه.

ناتوانایی های افراد (Disabilities)

Physically challenged

معلول جسمی حرکتی

Sight impaired / Blind

نابینا / کور

Hearing impaired / deaf

ناشنوا / کر

Mute / Dumb

لال

برای بیان ناتوانی کسی از فعل های (am , is , are) به معنی (هست و است) میکنیم.

I`m physically challenged.

من معلول جسمی هستم.

He is a deaf / hearing impaired.

اون ناشنواست.

توصیف ظاهر افراد (Appearance)

Attractive

جذاب

Handsome

خوشتیپ

Good-looking

خوش نما / خوش چهره

Cute

با نمک / با مزه

Nice

جذاب و قشنگ

Beautiful

زیبا

Pregnant

حامله

برای توصیف ظاهر افراد هم می توانیم از فعل های (am , is , are) به معنی (هست و است) کنیم.

مثال:

You are a beautiful girl.

تو یه دختر زیبایی.

She is cute.

اون با نمکه.

He is good-looking.

اون خوش چهرست.

جنبه های دیگر ظاهری

Mole

خال

Pierced ear

گوش سوراخدار

Tattoo

خالکوبی

برای بیان موارد ظاهری می توانیم از فعل داشتن (have , has) استفاده کنیم و یا همه خصوصیات یک فرد را توضیح دهیم و این موارد را به آنها اضافه کنیم، یعنی همراه با عبارت (with) بیان کنیم.

مثال:

He has a mole on his face.

اون یه خال رو صورتش داره.

I have a tattoo on my arm.

من یه خالکوبی رو بازوم دارم.

She is a short, heavy, middle -aged woman with a mole.

اون یه خانوم چاق، میانسال با یه خاله.

 توصیف موها

اندازه موها

Long

بلند

Shoulder-length

تا بالای شانه

Short

کوتاه

مدل های مو

Straight

صاف

Wavy

مجعد / موجدار

Curly

فِر

Bald

کچل / طاس

Cornrows

موی بافته ردیفی

Part

فرق سر / فرق

رنگ های مو

Gray

خاکستری / جو گندمی

Red

قرمز

Black

سیاه

Blond

بلوند

Brown

قهوه ای

قسمت های مختلف موی انسان

Bangs

موی چتری / تل

Mustache

سبیل

Beard

ریش

Sideburns

خط ریش

راه های توصیف مو

برای توصیف مو اول اندازه بعد مدل و در آخر رنگ آن را بیان می کنیم.

I`m wearing long, straight, brown hair.

من موی بلند، صاف، قهوه ای دارم.

She / He is wearing short, part, black hair.

اون موی کوتاه فرق مشکی داره.

I have long, straight, brown, hair.

من موی بلند، صاف، قهوه ای دارم.

She / He has short, part, black hair.

اون موی کوتاه فرق مشکی داره.

عبارتهای مورد استفاه در آرایشگری

Cut hair

کوتاه کردن مو

Perm hair / Make the hair curly

فر کردن مو

Set hair

صاف و مرتب کردن مو

Color hair / Dye hair

رنگ کردن مو

ابزار آرایشی

Rollers

بیگودی

Scissors

قیچی

Comb

شانه

Brush

برس

Blow dryer

سشوار

نکته: از کلمات (comb) به عنوان فعل و به معنی شانه کردن هم می توان استفاده کرد. از کلمه (brush) بعنوان فعل و به معنی (برس کردن مو، مسواک کردن و برس زدن به کفشها) می توان استفاده کرد. و از کلمه (dry) که یک صفت است می توان بعنوان فعل و به معنی خشک کردن استفاده کرد.

مثال:

Comb / Brush your hair before going out.

قبل از بیرن رفتن موها تو / شونه / برس یزن.

I brush my teeth twice a day.

روزی دو بار دندونامو مسواک میزنم.

Would you dry my hair, please?

لطف می کنی موهامو خشک کنی، لطفا؟

راه های توصیف افراد به زبان انگلیسی بطور کامل

Can you describe yourself / him / her / your brother / Jack?

می تونی خودتو / اون آقا رو / اون خانومو / برادرتو / جَک رو توصیف کنی؟

1-

I`m wearing a blue striped shirt, cream pants and brown shoes.

من یک پیراهن آبی راه راه، شلوار کرِم، و کفش قهوهای پوشیده ام.

I`m a tall, thin, middle-aged man with a tattoo on my arm.

من یک مرد بلند قد، لاغر، میانسال با یک خالکوبی روی بازو هستم.

I have short, part, black hair.

من موی کوتاه فرق یک طرفه مشکی دارم.

2-

She`s wearing red dress and black high hills.

اون (خانوم) لباس قرمز و کفش پاشنه بلند مشکی پوشیده.

She is short, average weight, young woman.

اون یه خانوم قد کوتاه، با وزن متوسطِ، جوونه.

She has a mole on his leg.

اون روی پاس یه خال داره.

She has long. wavy, blond hair.

اون موی بلند، موجدار، بلوند داره.

یک پیشنهاد: بعد از مطالعه دقیق و کامل این مطلب، در صورت نیاز قسمت هایی که برایتان سخت تر بود را دوباره مرور کنید. با این کار کاملا به این مطلب مسلط می شوید. و همچنین با استفاده از جملات نمونه در مثال ها، جملات شخصی خودتان را بسازید تا این مطلب را کامل یاد گرفته، و با لذت کامل از آن استفاده کنید.

عضویت در تلگرام

موفق و پیروز       

فعال و زبان آموز باشید

jadoyezaban.com