فروشگاه یا سوپر مارکت در انگلیسی

یکی از کارهایی که تقریبا هر روز در زندگی همه ما تکرار می شود، رفتن به یک فروشگاه یا سوپر مارکت است. آشنا بودن با قسمت های مختلف یک فروشگاه یا سوپرمارکت در انگلیسی باعث می شود تا بتوانیم در این موقعیت یک مکالمه راحت داشته باشیم. از طرفی هم آشنا بودن با قسمت های مختلف فروشگاه یا سوپرمارکت در انگلیسی باعث می شود تا به راحتی بتوانیم همه چیزهایی که لازم داریم را پیدا کنیم، یک خرید کامل را انجام دهیم و از محیط خارج شویم. در این درس می خواهیم وارد یک سوپر مارکت بشیم و با خیلی از قسمت های آشنا بشیم، و خیلی از کارهایی که در این محیط انجام می شود را یاد بگیریم و از آنها استفاده کنیم.

سوپر مارکت (A Grocery Store)

افراد حاضر در یک سوپر مارکت

Manager

مدیر

Grocery clerk

کارمندفروشگاه

Cashier

صندوقدار

Bagger

مسئول بسته بندی

Customer

مشتری

قسمت های مختلف یک سوپر مارکت

Poultry

مرغ و پروتئینی

Seafood

غذاهای دریایی (اطلاعات کامل این بخش در درس غذاهای دریایی و اغذیه در انگلیسی وجود دارد.)

Meat

گوشت (اطلاعات کامل این بخش در درس گوشت ها و پروتئین ها در انگلیسی وجود دارد.)

Dairy

لبنیات

Snacks

تنقلات

Bakery

قسمت نانوایی و قنادی

Produce section

محصولات کشاورزی

Pet food

غذای حیوانات اهلی

Aisle

راهرو

ابزار موجود در فروشگاه (Tools)

Scale

ترازو

Cart

سبدچرخدار

Shopping basket

سبدخرید

Self_checkout

خودپرداز / محل بررسی اجناس توسط خود مشتری

Check stand

صندوق

Cash register

صندوق پول

Battle return

محل بطری های بازیافتی

 

انواع مواد غذایی در فروشگاه یا سوپرمارکت در انگلیسی، همراه با جزئیات

_____________________________________________________

غذاهای کنسروشده (Canned foods):

Beans

خوراک لوبیا

Soup

سوپ

Tuna

تن ماهی

________________________________________

لبنیات (Dairy) :

Margarine

کره چکیده

Sour cream

خامه ترش

Yogurt

ماست

_______________________________________

غذاهای منجمد (Frozen foods) :

Ice cream

بستنی

Frozen vegetables

سبزیجات فریزشده

Frozen dinner

غذای آماده

____________________________________________

موادقنادی(Baking products):

Flour

آرد

Sugar

شکر

Oil

روغن

____________________________________________

نوشیدنیها (Beverages / Drinks):

Apple juice

آب سیب

Coffee

قهوه

Soda / pop

نوشابه

___________________________________________

تنقلات (Snack foods):

Potato chips

چیپس

Nuts

فندق / آجیل

Candy bar

شکلات

_________________________________________
انواع شیرینی (Baked Goods):

Cookies

نوعی شیرینی

Cake

کیک

Bagels

شیرینی حلقه ای

________________________________________

وسایل بسته بندی (Grocery Products) :

Aluminum foil

فویل الومينيومی

Plastic storage bags

نایلون زیپ دار

Plastic wrap

سلفون / نایلون فریزر

 

عبارت های کاربردی در فروشگاه یا سوپرمارکت در انگلیسی

Standing in line / Being in line

در صف ایستادن / در صف بودن

Where is ………? /  Where are ………..?

………. کجاست؟

Can you tell me where to find ………..?

می تونید بِهم بگید ……. کجا پیدا کنم؟

Do you have any ……….?

……….. دارید؟

How much is it? / How much does it cost?

قیمتش چنده؟

 Can /Could you get me some ……….?  

Please give me ………..  

می تونید / امکان داره مقداری …… برام بیارید؟

لطفا بهم …… بدید.

یک مکالمه پیشنهادی بعنوان نمونه

Customer: Excuse me, can you tell me where to find the dog food?

مشتری: ببخشید، می تونید بِهم بگید غذای سگ رو کجا پیدا کنم؟

Grocery clerk: Sure. It`s in aisle 2B. Do you need anything else?

کارمند فروشگاه: البته. تو راهروی (2بی) هست. چیز دیگه ای نیاز دارید؟

Customer: Yes, where are the carrots?

مشتری: بله، هویج ها کا هستند؟

Grocery clerk: They are in produce section in aisle 2A.

کارمند فروشگاه: تو راهروی (2اِی) هستند.

Customer: Thank you very much.

مشتری: خیلی ممنون.

امیدوارم با مطالعه دقیق این درس و همچنین مرور چند باره آن، تسلط کاملی به این درس پیدا کنید و بتوانید از این درس هم مثل درس های دیگر استفاده کنید و از استفاده آن لذت کامل ببرید.

ارادتمند شما: سجاد اسماعیلی

 

عضویت در تلگرام

موفق و پیروز

فعال و زبان آموز باشید

jadoyezaban.com

غذاهای دریایی و اغذیه در انگلیسی

امروز و بعد از ارائه 3 درس درباره تقسیم بندی مواد غذایی و خوراکیها یعنی: ( میوه ها، سبزیجات و گوشت ها در زبان انگلیسی)، می خواهیم بریم سراغ درس جدید که درباره غذاهای دریایی و اغذیه در انگلیسی است. در این درس درباره معرفی غذاهای دریایی که شامل ماهی ها، خرچنگها و صدف ها و … است صحبت هایی می کنیم، و همینطور درباره اغذیه در انگلیسی که مجموعه از انواع خوراکیها مثل گوشت های نمک سود، انواع نان و … است توضیحاتی می دهیم.

با ما و توضیحات کامل این درس (غذاهای دریایی و اغذیه در انگلیسی) همراه باشید.

غذاهای دریایی:

ماهی (Fish)

trout

ماهی قزل آلا

catfish

گربه ماهی

whole salmon

ماهی آزاد

salmon steak

استیک ماهی آزاد

sword fish

ماهی شمشیری, اره ماهی

halibut steak

ماهی سفید

tuna

ماهی تن

cod

فیله ماهی

سخت پوستان (Shellfish)

crab

خرچنگ ساحلی

lobster

خرچنگ دریایی

shrimp

میگو

scallops

صدف

mussels

صدف کفه ای

oysters

نوعی صدف

clams

صدف دو کفه ای گرد

 

اغذیه:

white bread

نان سفید

wheat bread

نان گندم

rye bread

نان جو

roast beef

گوشت راسته

corned beef

گوشت راسته نمک سود

pastrami

گوشت دودی

salami

کالباس

dmoked turkey

بوقلمون دودی

American cheese

پنیر آمریکایی

Swiss cheese

پنیر سوئیسی

cheddar cheese

پنیر لیقوانی

mozzarella cheese

پنیر موزارلا

 

عبارت های کاربردی درباره غذاهای دریایی و اغذیه در انگلیسی

fresh fish

ماهی تازه

frozen fish

ماهی یخ زده

 

 

عبارت های کاربردی برای خرید غذاهای دریایی و اغذیه در انگلیسی 

I`d like some roast beef.

مقداری گوشت راسته گاو می خوام.

I`ll Have a halibut steak.

مقداری استیک هالیبوت دارم / میبرم.

Could I get some Swiss cheese?

ممکنه مقداری پنیر سوئیسی بگیرم / بهم بدید؟

 

یک مکالمه کاربردی: این مکالمه بین مغازه دار یا فروشنده و مشتری انجام میشه.

A: What can I get for you?

چی میتونم براتون بیارم؟

B: I`d like some roast beef. How about a pound?

مقداری گوشت راسته گاو می خوام. یک پوند میشه / یک پوند دارید؟

A: A pound of roast beef coming up.

یک پوند گوشت راسته گاو خدمت شما.

 

مطمئنم که این درس هم مثل همه درس های ارائه شده از تیم آموزشی جادوی زبان برای شما مفید خواهد بود، البته به شرط اینکه مطالب رو چند بار مطالعه کنید، از مثالهای هر در برای خودتون جمله های شخصی بسازید و در مکالمه های خودتون از اونها استفاده کنید.

با تشکر از همکار محترم و گرد آورنده مطلب: خانم اکرم جوزی

 

عضویت در تلگرام

موفق و پیروز

فعال و زبان آموز باشید

jadoyezaban.com

 

 

گوشت ها و پروتئین ها در انگلیسی

در زبان انگلیسی هم مثل تمام زبانها، زمانی که بخواهیم درباره مواد غذایی و انواع آن صحبت کنیم، می توانیم آن را به چند قسمت تقسیم کنیم. از این قسمت ها می توان به میوه ها، سبزیجات، گوشت، پروتئین ها، غذاهای دریایی و انواع نان اشاره کرد. در دو مقاله قبلی راجع به میوه ها در انگلیسی و سبزیجات در انگلیسی صحبت کردیم. امروز می خواهیم درسی را درباره قسمت سوم خوراکیها و غذاها به انگلیسی یعنی گوشت ها و پروتئین ها در انگلیسی و انواع آن داشته باشیم.

گوشت گاوی (Beef)

 

Roast

گوشت راسته گاوی

Steak

استیک, فیله

Stewing beef

گوشت خورشتی

Ground beef

گوشت چرخ کرده

Beef ribs

دنده گاو

Veal cutlets

گوشت کتلتی

Liver

جیگر

Tripe

سیرابی

Sausage

سوسیس

Lamb shank

پاچه گوسفند

Leg of lamb

ران گوسفند

Lamb chops

برش گوشت از کتف گوسفند( لایه ای از گوشت همراه با استخوان)

گوشت سفید قسمت اول

مرغ و پروتئینی (Poultry)

Chicken

مرغ

Turkey

بوقلمون

Duck

اردک

Breasts

سینه مرغ

Wings

بال مرغ

Legs

پای مرغ

Thighs

 فیله ران مرغ

Drumsticks

گوشت ران مرغ با استخوان

عبارت های کاربردی درباره گوشت ها و پروتئین ها در انگلیسی

Raw chicken

مرغ خام

Cooked chicken

مرغ پخته

Bonless

بدون استخوان

Skinless

بدون پوست (پوست کنده)

 

تعدادی عبارت کاربردی در مکالمه ها، درباره گوشت ها و پروتئین ها در انگلیسی

What kind of meat do you eat most often?

اغلب اوقات چه نوع گوشتی می خورید؟

       We eat beef most often.

اغلب گوشت گاو می خوریم.

  What kind of meat do you use in soup?

چه نوع گوشتی در سوپ استفاده می کنید؟

       I use wings and legs.

از بال مرغ استفاده میکنم.

   Which part of chicken do you like the most?

چه قسمتی از مرغ رو بیشتر دوست داری؟

        I like wings.

بال رو دوست دارم.

 

یک پیشنهاد: مسلما برای اینکه به هر مطلبی تسلط کامل پیدا کنیم، بهتر است که چند بار آن را تمرین و در مکالمه ها از آن مطالب استفاده کنیم. از شما دوست عزیزم می خوام که این مطلب رو چند بار تکرار و تمرین کنید، تا با استفاده آن در مکالمه ها از مکالمه خودتون بیشتر لذت ببرید.

عضویت در تلگرام

موفق و پیروز

فعال و زبان آموز باشید

jadoyezaban.com

سبزیجات در انگلیسی

از بین همه خوراکیها و در کنار میوه ها، سبزیجات در انگلیسي یک از موضوع هایی است که مکالمه های زیادی درباره آن داریم. در مطلب قبل که درباره میوه ها به زبان انگلیسی بود، بخشی از میوه ها و مکالمه های مربوط به آنها را توضیح دادم و برای اینکه مقاله طولانی نباشد و شما عزیزان بتوانید آن را براحتی مطالعه کنید و یاد بگیرید و مهمتر از همه از آن استفاده کنید، این مطلب یعنی میوه ها و سبزیجات در انگلیسی را به دو قسمت تقسیم کردم. در این مقاله قصد دارم درباره سبزیجات و مکالمه آنها مطلب کامل و گویایی را ارائه کنم.

امیدوارم از مطالعه این مطلب لذت ببرید و با تمرین و مرور آن بتوانید از آن در مکالمه های خودتان استفاده کنید.

 لیست سبزیجات

Lettuce

کاهو

Cabbage

کلم

Carrots

هویج

Radishes

تربچه

Beets

چغندر

Tomatoes

گوجه فرنگی

Bell peppers

فلفل دلمه ای

String beans

لوبیا سبز

Celery

کرفس

Cucumbers

خیار

Spinach

اسفناج

Corn

ذرت

Broccoli

کلم بروکلی

Cauliflower

گل کلم

Bok choy

کرفس چینی

Turnips

شلغم

Potatoes

سیب زمینی

Sweet potatoes

سیب زمینی شیرین

Onions

پیاز

Green onions/scallions

پیازچه

Peas

نخود فرنگی

Artichokes

کنگر فرنگی

Eggplants

بادمجان

Squash

کدو

Zucchini

کدو خیاری

Asparagus

مارچوبه

Mushrooms

قارچ

Chili peppers

فلفل تند

Garlic

سیر

Chives

پیاز کوهی

سبزی های خوردنی و مصرف روز

Basil

ریحان

Dill

شوید

Parsley

جعفری

عبارت های مورد نیاز برای خرید کاهو و کلم و …

A bag of lettuce

یک بسته کاهو

A head of lettuce

یک عدد کاهوی کامل

مکالمه های مربوط به سبزیجات در انگلیسی

سؤال ها

What is your favorite vegetable?

سبزی مورد علاقت چیه؟

Which vegetable do like the most / the best?

کدوم سبزی رو بیشتر دوست داری؟

Do you eat parsley?

جعفری می خوری؟

به جای (Parsley) می توانید سبزیجات دیگر را قرار دهید و درباره آن سؤال کنید.

Which vegetables do you put in green salad?

چه سبزی هایی تو سالاد سبزیجات میریزید؟

Which vegetables do you est raw / cooked?

چه سبزی هایی رو خام / پخته می خورید؟

جواب ها

My favorite vegetables are ………

سبزی مورد علاقه من ……. است.

I like ……..

من ……… را دوست دارم.

I like …….. the most / the best.

…….. رو بیشتر از همه دوست دارم.

We put …….. and ………

ما …….. و …….. می ریزیم.

I eat …….. raw / cooked.

من ……… رو خام  / پخته می خورم.

در جاهای خالی اسم سبزی مورد نظر را قرار می دهیم.

یک مکالمه کاربردی

A:  Do you eat dill?

شوید میخوری؟

B: Yes. I like most vegetables, but not peppers.

آره. اکثر سبزیجات رو دوست دارم، به غیر از فلفل ها.

A: Really? Well, I don`t like broccoli.

جدا؟ خب، من کلم بروکلی رو دوست ندارم.

B: So, which vegetables do you put in green salad?

پس چه سبزی هایی تو سالاد سبز می ریزید؟

A: Lettuce, carrots and cucumbers and tomato too.

کاهو، هویج و خیار و گوجه هم میریزیم.

یک پیشنهاد: برای اینکه بتوانید به این مطلب کاملا مسلط شوید می توانید با استفاده از این مکالمه که یک مکالمه نمونه است، جمله های شخصی خودتان را بسازید و در موقعیت مناسب از آن استفاده کنید. البته فراموش نکنید که استفاده از هر چیز نیاز به این دارد که چند بار آن را تمرین و تکرار کرده باشید، تا براحتی و با لذت تمام در هر جا که نیاز بود از آن استفاده کنید.

عضویت در تلگرام

موفق و پیروز

فعال و زبان آموز باشید

jadoyezaban.com

 

اتفاقات گذشته در انگلیسی

اتفاقات گذشته در انگلیسی

اتفاقاتی که در گذشته برای ما یا افراد دیگر افتاده و مدارکی که گرفته شده و حالا ما از آنها بعنوان خاطراتمان یاد میکنیم، کاربرد زیادی در مکالمه های عمومی و روزمره زبان دارند. ممکن است ما خودمان بخواهیم راجع به کارهایی که در گذشه کرده ایم یا اتفاقاتی که در گذشته برای خودمان یا دیگران اتفاق افتاده صحبت کنیم یا شخصی از ما درباره آنها سؤالاتی بپرسد که بخواهیم به او جواب دهیم و درباره این اتفاقات صحبت کنیم. در هر صورت باید این عبارت ها و روش های صحبت کردن درباره آنها را یاد بگیریم تا بتوانیم براحتی و با استفاده از آنها مکالمه کنیم. این موارد حتی برای گسترش دادن ارتباطات بعد از سلام و احوالپرسی به انگلیسی لازم هستند.

در این مقاله بطور کامل به اتفاقات گذشته در انگلیسی و مدارکی که گرفته شده، و روش های مکالمه آنها اشاره می کنیم.

اتفاقات گذشته در انگلیسی

Be born

متولدشدن

Start school

مدرسه را شروع کردن

Immigrate

مهاجرت کردن

Graduate

فارغ التحصیل شدن

Learn to drive

یادگرفتن رانندگی

Get a job

پیداکردن شغل

Become a citizen

شهروند جایی شدن

Fall in love

عاشق شدن

Go to college

رفتن به دانشکده

Go to university

رفتن به دانشگاه

Get engaged

نامزد شدن

Get married

ازدواج کردن

Have a baby

بچه دار شدن

Buy a home

خانه خریدن

Become a grandparent

پدربزرگ و مادربزرگ شدن

Retire

بازنشسته شدن

Travel

مسافرت رفتن

Volunteer

کار داوطلبانه کردن

Die / Pass away

مردن / فوت شدن

 

مدارک

Birth certificate

گواهی تولد

Resident Alien card / Green card

کارت اقامت / گرین کارت

Diploma

دیپلم

Driver’s license

گواهینامه رانندگی

Social Security card

کارت امنیت اجتماعی

National card

کارت ملی

Certificate of Naturalization

گواهینامه پذیرش تابعیت

College degree

مدرک کالج

Marriage license

سند ازدواج

Deed

سند خانه و …

Passport

پاسپورت / گذرنامه

Death certificate

گواهی فوت

 

این اتفاقات و مدارک فقط قسمتی از اتفاقات و مدارکی است که ممکن است برای یک فرد اتفاق افتاده باشد یا یک فرد گرفته باشد، و چون برای اکثر مردم عمومیت دارد ما آنها را در این مقاله نوشتیم. ولی ما می توانیم اتفاق مربوط به خومان را به انگلیسی یاد گرفته و در جمله ها به جای این عبارت ها جایگزین کنیم و مکالمه کنیم. در پایین روش جمله سازی با این عبارت ها توضیح داده شده.

 

روش های جمله سازی و صحبت درباره اتفاقات گذشته در انگلیسی

برای مکالمه و جمله سازی با این عبارت ها از زمان گذشته ساده استفاده می کنیم، که در مطلبی جدا در همین سایت توضیح داده شده، ولی در این مطلب هم بطور مفصل به این روش ها اشاره می کنیم.

اگر مقاله زمان گذشته ساده را مطالعه کرده باشید می دانید که بعضی از فعل ها در گذشته ساده با اضافه شدن (ed) یا (d) به آخر آنها به گذشته تبدیل می شوند. مثل این فعل ها در این مطلب

Start = Started

Learned = Learned

Immigrate = Immigrated

Travel = Traveled

مثال

We traveled Russia in 1998.

در سال 1998 به روسیه مسافرت کردیم.

 

ولی بعضی دیگر از فعل ها تغییر شکل می دهند و شکل گذشته آنها فرق می کند.

Be = Was / Were

Get = Got

Become = Became

Go = Went

Have = Had

Fall = Fell

Buy = Bought

مثال

I had a baby on July 4th 2007.

چهار جولای 2007 بچه دار شدم.

 

برای مکالمه درباره مدارک قبل از مدارک از فعل (get) که به معنی گرفتن (اخذ کردن است)، استفاده می کنیم.

مثال

I got my diploma when I was sixteen.

وقتیکه 16 سالم بود دیپلممو گرفتم.

 

 پرسش درباره مدارک و اتفاقات گذشته در انگلیسی

برای پرسیدن درباره درباره مدارک و اتفاقات گذشته در انگلیسی معمولا از بعضی از کلمات استفهامی یعنی کلماتی مثل (When کِی / چه زمانی ,  کجا Where ,چجوری How , …) استفاده می کنیم، ولی بخاطر اینکه سؤالات درباره زمان اتفاقات است برای سؤال کردن از کلمه (When کِی / چه زمانی) و عبارت سؤالی استفاده می شود.

مثال ها

1-

A: When did you retire?

کِی بازنشست شدی؟

B: I got engaged on September 11th 1995.

11 سپتامبر 1995 بازنشست شدم.

2-

A: When did her son get his driver`s license?

پسرش کِی گواهینامه رانندگیشو گرفت.

B: He did it in 2015.

اونو (گواهینامه رانندگی) سال 2015 گرفت.

 

3-

A: When were you born?

کِی بدنیا اومدی؟ / متولد شدی؟

B: I was born on February 25th 1984.

25 فوریه 1984 بدنیا اومدم.

 

 نکته: از این عبارت ها همراه با همه زمان ها مثل حال ساده، حال استمراری و آینده ساده هم می توان استفاده کرد ولی چون بیشتر این عبارت ها مربوط به اتفاقات گذشته است کاربرد آنها بیشتر با زمان گذشته ساده است.

 

 یک توصیه: شما دوستان عزیز می توانید همراه با مطالعه کامل ودقیق این مطلب، لینک ها و مطالب مربوط به آن را کاملا مطالعه کنید و با استفاده از دایره لغات بیشتر در مطالب دیگر و همین مقاله، و با جایگزین کردن عبارت های مربوط به اتفاقات زندگی خودتان، تسلط کامل به این مطلب کاربردی پیدا کنید و با لذت تمام از آن در مکالمه های خودتان استفاده کنید.

 

 

با تشکر از خانم جوزی: گرد آورنده عبارت ها

از اعضای “تیم آموزشی جادوی زبان”

 

عضویت در تلگرام

موفق و پیروز

فعال و زبان آموز باشید

jadoyezaban.com

 

 

 

Daily Routine

کارهای روزمره در انگلیسی

در زندگی همه ما، از لحظه ای که از خواب بیدار می شویم تا لحظه ای به تختخواب می رویم، اتفاقاتی وجود دارند که معمولا درباره آنها خیلی صحبت می کنیم. این اتفاقا ت و کارهایی که در زندگی روزمره انجام می دهیم یعنی کارهای روز مره، در زبان انگلیسی هم جا یگاه خاص خود را دارند، و معمولا درباره آنها زیاد صحبت می شود. یکی از پر کاربردترین مکالمه های روزمره همین کارهای روزمره به زبان انگلیسی هست که در این مقاله بطور مفصل و کاربردی به تمام این کارها و کاربردهای آن اشاره می کنیم.

 انواع محیط برای انجام کارهای روزمره به انگلیسی:

کارهای روزمره به انگلیسی مثل زبانهای دیگر، در محیط های مختلف اتفاق میافتند. در پایین به همه این محیط ها و کارهای مربوط به آنها اشاره کامل شده است.

  محیط خانه

 محیط کار

 مسیرها

 مدرسه

 محیط های دیگر مانند: باشگاه، فروشگاه، بیمارستان، دانشگاه و …

محیط خانه

Wake up

بیدار شدن از خواب

Get up

بلند شدن از خواب / تختخواب

Take a Shower / Take a bath

دوش گرفتن / حموم کردن

Get dressed

لباس پوشیدن و آماده شدن

Have breakfast / Eat breakfast

صبحانه سِرو کردن / صبحانه خوردن

Have lunch / Eat lunch

نهار سِرو کردن / نهار خوردن

Have dinner / Eat dinner

شام سِرو کردن / شام خوردن

Cook lunch / Make lunch

نهار پختن / نهار درست کردن

Cook dinner / Make dinner

شام پختن / شام درست کردن

Clean the house

تمیز کردن خونه

Do homework

انجام دادن تکالیف

Relax

استراحت کردن

Take a nap

چُرت زدن

Read the paper (newspaper) / Read a magazine

روزنامه خواندن / مجله خواندن

Read a book

کتاب خواندن

Check email / Check Telegram / Instagram

چک کردن ایمیل / چک کردن تلگرام / اینستاگرام

Watch TV / Watch a film (movie)

تلویزیون دیدن / فیلم دیدن

Listen to radio / listen to a music

رادیو گوش کردن / موسیقی گوش کردن

Brush teeth

مسواک زدن

Comb hair / Brush hair

 شانه کردن موها / بُرس زدن موها

Make up

آرایش کردن

Go to bed

به تختخواب رفتن

Go to sleep

به خواب رفتن

 محیط کار

Work

کار کردن

Have a customer

مشتری داشتن

Help a customer

کمک کردن به مشتری

Arrange the things

مرتب کردن چیزها

Go to office

به دفتر کار رفتن

Talk with colleagues (co workers)

صحبت کردن با همکاران

Talk with the boss

صحبت کردن با رئیس / مدیر

Leave work / workplace

ترک کردن محل کار

 در مسیرها

Take children to school / Drop off the kids

بردن بچه ها به مدرسه

Take the bus to school

برای مدرسه سوار اتوبوس شدن / اتوبوس گرفتن به مدرسه

Drive to work / Go to work

رانندگی کردن به محل کار / رفتن به محل کار

Go to school / Go to college / Go to university

 به مدرسه رفتن /  به کالج رفتن /  به دانشگاه رفتن

Go to the grocery store

به خواربار فروشی رفتن

Pick up the kids

دنبال بچه ها رفتن

Come (back) home / Go home / Get home

برگشتن به خونه  /  رفتن به خونه  / رسیدن به خونه .

 مدرسه

Go  to class

رفتن به کلاس

Go to the library

رفتن به کتابخانه

Go to main office

رفتن به دفتر مرکزی

Talk with teacher / Principal / Assistant principal

حرف زدن با معلم / مدیر مدرسه / معاون مدرسه

Leave the class / School

ترک کردن کلاس / مدرسه

 محیط های دیگر

Exercise

ورزش کردن

Work out

تمرین ورزشی کردن / نرمش کردن

Meet a doctor

دیدن دکتر

Have a meeting

ملاقات داشتن

Go shopping

خرید رفتن

Go out with friends / family

 بیرون رفتن با دوستان / خانواده

روش های استفاده از کارهای روزمره در انگلیسی

برای استفاده از کارهای روزمره در مکالمه ها معمولا از زمان حال ساده استفاده می کنیم، که برای یادگیری کامل آن می توانید مطلب کامل و کاربردی زمان حال ساده در انگلیسی را مطالعه کنید. در پایین چند مثال درباره کاربرد کارهای روزمره در انگلیسی برای شما آورده ایم تا به این بحث آشنایی کامل پیدا کنید.

مثال:

1-

A: When do you wake up?

کی از خواب بیدار میشی؟

B: I wake up at 7:00 a.m.

ساعت 7 صبح بیدار میشم.

2-

A: When does your father come back home?

بابات کی برمی گرده خونه؟

B: He comes back at 2:30 p.m.

ساعت 2:30 بعد از ظهر بر می گرده.

3-

A: Does your brother exercise?

داداشت ورزش میکنه؟

B: Yes, he does.

بله، ورزش میکنه.

A: When does he go to gym?

ساعت چند میره باشگاه؟

B: He goes to gym at 8 in the evening.

ساعت 8 عصر میره باشگاه.

 نکته: برای تسلط کامل به گفتن زمانِ انجام کارها می توانید مطلب پرسیدن و گفتن ساعت ها به انگلیسی را مطالعه کنید. گاهی اوقات اتفاق میافتد که ما به انجام کار روزمره ای در گذشته اشاره میکنیم، و شما برای یادگیری این زمان می توانید مطلب زمان گذشته ساده به انگلیسی را مطالعه کنید.

به این مثال دقت کنید.

She went shopping at 10 p.m yesterday.

او دیروز ساعت 10 شب رفت خرید.

I went out with my friends last midnight.

نیمه شب دیروز با دوستام بیرون رفتیم.

 یک پیشنهاد: برای تسلط بیشتر به این مطلب، و برای اینکه بتوانید براحتی از آن در مکالمه های خودتان استفاده کنید، بهتر است چند بار عبارت های کاربردی و مثال های  این مطلب را مرور کنید. و همچنین برای جمله سازی راحت تر، لازم است که به زمان های اشاره شده در این مطلب مسلط شوید. پس آنها را کامل مطالعه، مرور و استفاده کنید تا صحبت کردن درباره کارهای روزمره به زبان انگلیسی برای شما لذت بخش باشد.

عضویت در تلگرام

موفق و پیروز

فعال و زبان آموز باشید

jadoyezaban.com

 

families-in-english

روابط فامیلی و خانوادگی به زبان انگلیسی

در این مقاله با یکی از مهمترین موضوعاتی که در مکالمات روزمره و بعد از آشناییها درباره آن صحبت می شود، (یعنی روابط فامیلی و خانوادگی به زبان انگلیسی) آشنا می شویم. معمولا در مکالمات و ارتباط هایی که بین دو نفر ایجاد می شود نسبت های فامیلی بین افراد فامیل و خانواده هر دو طرف یکی از صحبت های مهم و کاربردی است. بخاطر اهمیت زیاد این موضوع مقاله ای کامل راجع به انواع روابط فامیلی و خانوادگی به زبان انگلیسی و مکالمات مربوط به آن برای شما آماده کرده ایم.

انواع روابط فامیلی

1- روابط نسبی:

2- روابط سببی، که خودش به دو قسمت تقسیم می شود.

الف: روابط بعد از ازدواج و به واسطه قانون

ب: بعد از ازدواج و طلاق، و ازدواج مجدد

روابط نسبی: روابطی که هنگام تولد وجود دارند، یا بعد از آن بصورت محدود ایجاد می شوند.

Grandparents

پدربزرگ و مادر بزرگ

A: Grandmother

مادربزرگ

Grandma

عزیز / ننه جان

B: Grandfather

آقاجون

Grandpa

پدربزرگ

Parents

والدین

A: mother

مادر

Mom

مامان

B: Father

پدر

Dad

بابا

Sister

خواهر / آبجی

Brother

برادر

Aunt

خاله / عمه / زندایی / زن عمو

Uncle

دایی / عمو / شوهر خاله / شوهر عمه

Cousin

دختر دایی / دختر خاله / دختر عمو / دختر عمه / پسر دایی / پسر خاله / پسر عمو / پسر عمه

دایره لغت بیشتر

Grandson

نوه (پسر)

Granddaughter

نوه (دختر)

Grandchild / Grandchildren

نوه / نوه ها

نکته: به کسانی که بصورت عمومی و در عروسی خودشان عروس و داماد هستند از کلمات (bride) و (groom) استفاده می کنیم، ولی از کلمات (Daughter-in-law) و (Son-in-law) برای اشاره به کسانی استفاده می کنیم که می دانیم عروس و داماد چه کسی هستند.

روابط سببی: به واسطه ازدواج

Mother-in-law

مادر شوهر / مادر خانوم

Father-in-law

پدر شوهر / پدر خانم

Sister-in-law

خوار شوهر / خواهر خانم / جاری / زن برادر خانم

Brother-in-law

برادر شوهر / برادر خانم / باجناق / شوهر خوار شوهر

Wife

همسر / زن

Husband

شوهر

Daughter

دختر

Son

پسر

نکته: هر چند از کلمات (daughter) و (son) برای اشاره به دختر کسی که معلوم است استفاده میکنیم، ولی وقتی که درباره دختر خودمان حرف میزنیم، می توانیم بجای کلمه (daughter) از کلمه (girl) استفاده کنیم و بجای کلمه (son) هم از کلمه (boy) استفاده کنیم. در حال عمومی که نمی دانیم آن بچه دختر یا پسر بچه چه کسی است، از کلمات (girl) و (boy) استفاده می کنیم.

Niece

دخترِ برادر / دختر خواهر

Nephew

پسر خواهر / پسر برادر

دايره لغات بيشتر

Daughter-in-law

عروس

Son-in-law

داماد

روابط سببی: به واسطه طلاق و ازدواج مجدد

عبارت های کاربردی

Married couple

زوج متأهل

Divorced couple

زوج طلاق گرفته

Single mother

مادر تنها (خانم مطلقه)

Single father

پدر تنها

Remarried

ازدواج مجدد کردن

روابط بعد از طلاق و ازدواج مجدد

Stepfather

شوهر مادر (نا پدری)

Stepmother

زن پدر (نا مادری)

Stepsister

نا خواهری

Stepbrother

نا برادری

Half sister

خواهر ناتنی: بعد از ازدواج مجدد پدر یا مادر بدنیا آمده.

Half brother

برادر ناتنی: بعد از ازدواج مجدد پدر یا مادر بدنیا آمده.

دایره لغت بیشتر

Siblings

خواهر و برادر

Ex-wife / Former wife

زن سابق

Ex-husband / Former husband

شوهر سابق

Stepdaughter

دختر خوانده

Widow

زن بيوه

Widower

مرد زن مرده

روش هاي صحبت درباره روابط خانوادگي و فاميلي به زبان انگليسي

پرسدن و جواب دادن درباره روابط افراد، نسبت به فردي که گوينده و شنونده مي شناسند.

مثال:

1-

Who is Jane?

جِين کيه؟

She is Jack`s mother.

مادر جکه.

2-

Who is Michel?

مايکل کيه؟

He is Jenifer`s husband.

شوهر جنيفره.

پرسيدن و گفتن رابطه بين دو نفر

مثال:

1-

What`s the relationship between Mary and David.

رابطه بين ماري و ديويد چيه؟

They are siblings.

خواهر برادرند.

2-

What`s the relationship between Tom and Lisa.

رابطه بين تام و ليزا چيه؟

They are stepfather and stepdaughter.

ناپدري و دختر خوانده اند.

پرسيدن و گفتن درباره نسبت هايي، که نمي دانيم به چه کسي نسبت داده مي شود.

مثال:

1-

Who is Kim`s half sister?

خواهرن ناتني ليزا کيه؟

Ana is.

آناست.

2-

Who is Heal`s mother in law?

مادر شوهر هيل کيه؟

Susan is.

سوزانه.

يک پيشنهاد: براي تسلط کامل به اين مطلب مي توانيد روابط ديگر فاميلي را با روابط اشاره شده در مثالها جابجا کنيد، و جملات شخصي خودتان را بسازيد. سعي کنيد جملات شخصي خودتان را هم چند بار تکرار کنيد تا ملکه ذهن شما شوند. بعد از اين کار و براي کاربردي تر شدن تسلط خودتان مي توانيد اين روابط را درباره اعضاي خانواده و فاميل خودتان بسازيد.

مطلب آخر: اگر از شما خواسته شد که درباره خصوصيات افرادي که معرفي مي کنيد، صحبت کنيد بايد آنها را توصيف کنيد. براي اين کار مي توانيد مقاله توصيف افراد به زبان انگليسي را مطالعه کنيد که بصورت کامل در اين باره صحبت کرده است.

عضویت در تلگرام

موفق و پیروز       

فعال و زبان آموز باشید

jadoyezaban.com

 

describing people

توصیف افراد به زبان انگلیسی

در مکالمات و زندگی روزمره بسیار اتفاق میافتد که ما نیاز پیدا میکنیم تا کسی را توصیف کنیم. بطور مثال طرز پوشش و ظاهر یک فرد یا خصوصیات دیگر او را برای کسی توضیح دهیم. یا وقتی که کسی درباره کس دیگری از ما سؤال می کند و ما می خواهیم بطور کامل او را توصیف کنیم. در این مقاله همه موارد برای توصیف افراد، باضافه تمام راه ها و کاربرد های توصیف افراد به زبان انگلیسی را با روشی ساده توضیح می دهیم تا بتوانید آن را به راحتی یاد بگیرید، تمرین کنید و با لذت تمام استفاده کنید.

مواردی که در آنها نیاز به  توصیف افراد به زبان انگلیسی داریم.

توصیف اعضای خانواده به افراد دیگر

توصیف پوشش یک فرد یا خودمان به دیگران

توصیف یک یا چند خصوصیت از کسی به دیگران

توصیف خصوصیات ظاهری افراد، که برای دیگران مشخص نیست

توصیف همه خصوصیات ظاهری و شخصیتی یک فرد به دیگران

راه های توصیف افراد به زبان انگلیسی

توصیف پوشش و لباس

توصیف سن و سال

توصیف قد

توصیف وزن و سنگینی

توصیف ناتوانایی افراد

توصیف خصوصیات ظاهری

توصیف موها

توصیف وسایل زینتی و متعلقات

توصیف پوشش و لباس (Describing cloths)

لغات کاربردی در توصیف پوشش و لباس

لباس ها

Shirt

پیراهن

Coat

کت

Socks

جوراب

Pants

شلوار

T-shirt

تی شرت

Suit

کت و شلوار

Dress

لباس زنانه

نکته: از بین لباس ها این چند لباس که در پوشش عمومی کاربرد زیادی دارند، در توصیف لباس و پوشش بیشتر استفاده می شوند.

رنگ ها

Black

مشکی

White

سفید

Red

قرمز

Blue

آبی

Brown

قهوه ای

برای یادگیری همه رنگ ها می توانید به مقاله کامل رنگ ها به زبان انگلیسی مراجعه کنید.

طرح ها ی پارچه

Solid

تک رنگ

Striped

راه راه

Polka-dotted

چهارخانه

Plaid

شطرنجی

Print

طرحدار

Checked

شطرنجی

Floral

گلدار

Paisley

کشمیری / با گلهای بزرگ

راه های توصیف پوشش ها

سوال ها

What colors are you / they wearing today?

امروز تو چه رنگهای پوشیدی/ آنها چه رنگهایی پوشیدند؟

What colors is she / he wearing?

اون خانوم / اون آقا چه رنگهای پوشیده؟

What color is your / her / his shirt?

پیراهن تو / اون خانوم / اون آقا چه رنگیه؟

جواب ها

ما می توانیم در هر توصیف به 3 نوع از لباس یک نفر و رنگ و طرح آنها اشاره کنیم.

1-

I`m wearing a blue striped shirt, cream pants and brown shoes.

من پیراه آبی راه راه، شلوار کرِم رنگ و کفش قهوه ای پوشیدم.

She / He is wearing a red T-shirt, blue jeans and black shoes.

اون خانوم / آقا قرمز، شلوار لیِ آبی و کفش مشکی پوشیده.

2-

I`m in my white T-shirt.

تی شرت شفید پوشیدم.

She is in her print blue blouse.

اون خانوم بلوز طرحدار آبی پوشیده.

He is in his Black suit.

اون کت و شلوار مشکی پوشیده.

3-

My shoes are black.

کفشهام مشکیه.

Her / His coat is brown.

کت اون قهوه ایه.

توصیف سن و سال

هنگام صحبت کردن درباره سن و سال و توصیف آن می توانیم از دو بخش استفاده کنیم، که در پایین به آنها اشاره می کنیم.

بر اساس گروه (دوره) سنی (Adult , Children)

Man – Men

مرد – مردها

Woman -Women

زن / خانوم / زنها / خانومها

Senior citizen = 62+years old

فرد بزرگ فامیل / ریش سفید فامیل = از 62 سال به بالا

Infant =1month – 3 months old

نوزاد = از 1 ماه تا 3 ماهه

Baby = 3 months – 18 months old

کودک = از 3 ماه تا 18 ماهه

Toddler = 18 months – 3 years old

نو نهال = از 18 ماه تا 3 ساله

Child = 3 years old – 12 years old

بچه = از 3 سال تا 12 ساله

6-year- old boy

پسر 6 ساله

10-year-old girl

دختر 10 ساله

Teenager = 13 years old – 19 years old

نوجوان = از 13 تا 19 ساله

 Adult = 18+ years old

بزرگسال = از 18 سال به بالا

بر اساس دوره زندگی (Age)

Young

جوان

Middle-aged

میانسال

Elderly / Old

پیر / سالخورده

اولین راه توصیف سن و سال، پرسیدنِ سالهای عمر یک نفر است که راه آن را در پایین میبینید، و راه دیگر توصیف سن

، بر اسای دوره سنی همراه با قد و وزن است که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

راه اول:

How old are you?

چند سالته؟

I`m 25 (years old).

25 سالمه.

How old is she / he?

اون خانوم / آقا چند سالشه؟

She / He is 32 (years old).

اون خانوم / آقا 32 سالشه.

توصیف قد (Height)

Tall

قد بلند

Average height

قد متوسط

Short

قد کوتاه

اولین راه توصیف قد، پرسیدنِ ارتفاع قد یک نفر است که راه آن را در پایین میبینید، و راه دیگر توصیف قد همراه با سن و وزن است که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

راه اول:

How tall are you?

قدت چنده؟

I`m 1m and 75cms. / (175) one hundred seventy five cms.

یک متر 75 سانتیمتر هستم./ 175 سانتیمتر هستم.

How tall is she / he?

قد اون خانوم / آقا چنده؟

She / He is 1m and 68cms. / (168) one hundred sixty eight cms.

یک متر 68 سانتیمتر هستم./ 168 سانتیمتر هست.

توصیف وزن و سنگینی (Weight)

Heavy / Fat

سنگین وزن / چاق

Average weight

وزن متوسط

Thin / Slender

لاغر

اولین راه توصیف وزن، پرسیدنِ سنگینی وزن یک نفر است که راه آن را در پایین میبینید، و راه دیگر توصیف وزن همراه با سن و قد است که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

راه اول:

How heavy are you?

وزنت چنده؟

I`m 75kgs.

75 کیلو هستم.

How heavy is she / he?

وزن اون خاونم / آقا چنده؟

She / He is 80kgs.

اون آقا / خانوم 80 کیلو گرمه.

ناتوانایی های افراد (Disabilities)

Physically challenged

معلول جسمی حرکتی

Sight impaired / Blind

نابینا / کور

Hearing impaired / deaf

ناشنوا / کر

Mute / Dumb

لال

برای بیان ناتوانی کسی از فعل های (am , is , are) به معنی (هست و است) میکنیم.

I`m physically challenged.

من معلول جسمی هستم.

He is a deaf / hearing impaired.

اون ناشنواست.

توصیف ظاهر افراد (Appearance)

Attractive

جذاب

Handsome

خوشتیپ

Good-looking

خوش نما / خوش چهره

Cute

با نمک / با مزه

Nice

جذاب و قشنگ

Beautiful

زیبا

Pregnant

حامله

برای توصیف ظاهر افراد هم می توانیم از فعل های (am , is , are) به معنی (هست و است) کنیم.

مثال:

You are a beautiful girl.

تو یه دختر زیبایی.

She is cute.

اون با نمکه.

He is good-looking.

اون خوش چهرست.

جنبه های دیگر ظاهری

Mole

خال

Pierced ear

گوش سوراخدار

Tattoo

خالکوبی

برای بیان موارد ظاهری می توانیم از فعل داشتن (have , has) استفاده کنیم و یا همه خصوصیات یک فرد را توضیح دهیم و این موارد را به آنها اضافه کنیم، یعنی همراه با عبارت (with) بیان کنیم.

مثال:

He has a mole on his face.

اون یه خال رو صورتش داره.

I have a tattoo on my arm.

من یه خالکوبی رو بازوم دارم.

She is a short, heavy, middle -aged woman with a mole.

اون یه خانوم چاق، میانسال با یه خاله.

 توصیف موها

اندازه موها

Long

بلند

Shoulder-length

تا بالای شانه

Short

کوتاه

مدل های مو

Straight

صاف

Wavy

مجعد / موجدار

Curly

فِر

Bald

کچل / طاس

Cornrows

موی بافته ردیفی

Part

فرق سر / فرق

رنگ های مو

Gray

خاکستری / جو گندمی

Red

قرمز

Black

سیاه

Blond

بلوند

Brown

قهوه ای

قسمت های مختلف موی انسان

Bangs

موی چتری / تل

Mustache

سبیل

Beard

ریش

Sideburns

خط ریش

راه های توصیف مو

برای توصیف مو اول اندازه بعد مدل و در آخر رنگ آن را بیان می کنیم.

I`m wearing long, straight, brown hair.

من موی بلند، صاف، قهوه ای دارم.

She / He is wearing short, part, black hair.

اون موی کوتاه فرق مشکی داره.

I have long, straight, brown, hair.

من موی بلند، صاف، قهوه ای دارم.

She / He has short, part, black hair.

اون موی کوتاه فرق مشکی داره.

عبارتهای مورد استفاه در آرایشگری

Cut hair

کوتاه کردن مو

Perm hair / Make the hair curly

فر کردن مو

Set hair

صاف و مرتب کردن مو

Color hair / Dye hair

رنگ کردن مو

ابزار آرایشی

Rollers

بیگودی

Scissors

قیچی

Comb

شانه

Brush

برس

Blow dryer

سشوار

نکته: از کلمات (comb) به عنوان فعل و به معنی شانه کردن هم می توان استفاده کرد. از کلمه (brush) بعنوان فعل و به معنی (برس کردن مو، مسواک کردن و برس زدن به کفشها) می توان استفاده کرد. و از کلمه (dry) که یک صفت است می توان بعنوان فعل و به معنی خشک کردن استفاده کرد.

مثال:

Comb / Brush your hair before going out.

قبل از بیرن رفتن موها تو / شونه / برس یزن.

I brush my teeth twice a day.

روزی دو بار دندونامو مسواک میزنم.

Would you dry my hair, please?

لطف می کنی موهامو خشک کنی، لطفا؟

راه های توصیف افراد به زبان انگلیسی بطور کامل

Can you describe yourself / him / her / your brother / Jack?

می تونی خودتو / اون آقا رو / اون خانومو / برادرتو / جَک رو توصیف کنی؟

1-

I`m wearing a blue striped shirt, cream pants and brown shoes.

من یک پیراهن آبی راه راه، شلوار کرِم، و کفش قهوهای پوشیده ام.

I`m a tall, thin, middle-aged man with a tattoo on my arm.

من یک مرد بلند قد، لاغر، میانسال با یک خالکوبی روی بازو هستم.

I have short, part, black hair.

من موی کوتاه فرق یک طرفه مشکی دارم.

2-

She`s wearing red dress and black high hills.

اون (خانوم) لباس قرمز و کفش پاشنه بلند مشکی پوشیده.

She is short, average weight, young woman.

اون یه خانوم قد کوتاه، با وزن متوسطِ، جوونه.

She has a mole on his leg.

اون روی پاس یه خال داره.

She has long. wavy, blond hair.

اون موی بلند، موجدار، بلوند داره.

یک پیشنهاد: بعد از مطالعه دقیق و کامل این مطلب، در صورت نیاز قسمت هایی که برایتان سخت تر بود را دوباره مرور کنید. با این کار کاملا به این مطلب مسلط می شوید. و همچنین با استفاده از جملات نمونه در مثال ها، جملات شخصی خودتان را بسازید تا این مطلب را کامل یاد گرفته، و با لذت کامل از آن استفاده کنید.

عضویت در تلگرام

موفق و پیروز       

فعال و زبان آموز باشید

jadoyezaban.com

describing-things

توصیف اشیاء به زبان انگلیسی

در مکالمه های روزمره مواقعی پیش می آید که نیاز به گفتن خصوصیات مختلف اشیاء پیدا می کنیم. برای این کار باید روشهای توصیف اشیاء به زبان انگلیسی را یاد بگیریم و در موقع نیاز به درستی از آنها استفاده کنیم. در واقع ما برای توصیف اشیاء از صفت ها استفاده می کنیم که در مقاله ای جداگانه بطور کامل به این مطلب یعنی صفت ها در زبان انگلیسی خواهیم پرداخت. در این مقاله به تعدادی از این صفت ها و توصیف اشیاء با استفاده از آنها می پردازیم.

خیلی از کلمات در زبان انگلیسی که به چهار قسمت (فعل ها، اسم ها، صفت ها و قیدها) تقسیم می شوند، کلمات متضاد و مترادف خود را دارند. یادگیری مترادف و متضادهای کلمات باعث اضافه شدن دایره لغات ما شده و می توانیم با استفاده از کلمات بیشتر جملات را به شکل های مختلف درست کرده و برای رساندن منظور خودمان جمله های بیشتری داشته باشیم.

صفت های کاربردی توصیف اشیاء به زبان انگلیسی

در این لیست صفت هایی را که کاربرد زیادی در مکالمات روز مره دارند، همراه با مترادف ها و متضاد های کاربردی آنها قرار داده ایم.

Little = Small = Tiny

کوچک / ریز

Big = large

بزرگ

Little / Big hand

دست کوچک / بزرگ

Fast = Quick

سریع

Slow

آرام / یواش

Fast / Slow Driver

راننده آرام / سریع

Hard

سفت

Soft = Smooth

نرم

Hard / Soft chair

صندلی نرم / سفت

Thick

قطور / زخیم

Thin

کم حجم / نازک

Thick / Thin book

کتاب نازک / قطور

Full

پُر

Empty

خالی

Full / Empty glass

لیوان خالی / پُر

Noisy = Loud

شلوغ

Quiet = Silent

آرام / ساکت

Noisy / Quiet children

بچه های ساکت / شلوغ

Heavy

سنگین

Light

سبک

Heavy / Light box

جعبه سبک / سنگین

Same

شبیه /  مشابه

Different

متفاوت

Same / Different color

رنگ متفاوت / مشابه

Good

خوب

Bad

بد

Good / Bad boy

پسر بد / خوب

Expensive

گران / گران قیمت

Cheap

ارزان

Expensive / Cheap ring

انگشتر ارزان / گران

Beautiful

زیبا / قشنگ

Ugly

زشت

Beautiful / Ugly view

منظره زشت / زیبا

Easy

آسان

Difficult = Hard

سخت

Easy / Difficult problem

مسأله سخت / آسان

نکته1: ممکن است که کلمات گفته شده در این لیست معانی مختلفی داشته باشند، و ما در این مقاله به معنی آنها برای توصیف اشیاء به زبان انگلیسی اشاره کردیم، و همچنین ممکن است معانی دیگر این کلمات در موقعیت های دیگر کاربردهای دیگری داشته باشند، ولی ما به معانی متناسب با توصیف اشیاء اشاره کرده ایم. بطور مثال کلمه (Light) که به معنی: روشن (در رنگ ها)، کمرنگ یا رقیق (در چایی یا قهوه)، روشن، لامپ، روشنایی، روشن کردن و … مورد استفاده قرار می گیرد.

نکته2: بعضی از این صفت ها را می توانیم برای توصیف انسانها و حیوانات هم استفاده کنیم، که معنی متناسب با همان کاربرد را پیدا می کند. مثال: کلمات (Beautiful , Good ,Heavy)

توصیف اشیاء به زبان انگلیسی

دو راه عمده برای توصیف اشیاء به زبان انگلیسی وجود دارد، که در پایین آنها را توضیح می دهیم. برای این کار از صفت های اشاره استفاده می کنیم.

صفت های اشاره

This

این (اشاره به یک چیز در نزدیک)

That

آن (اشاره به یک چیزِ دور)

These

اینها (اشاره به دو یا بیشتر در نزدیک)

Those

آنها (اشاره به دو چیز یا بیشتر در دور)

راه های توصیف اشیاء به زبان انگلیسی

1- صفت همراه با اسم

This is a hard chair.

این یک صندلی سفت است.

Those are thick books.

آنها کتابهای قطوری هستند.

2- بیان صفت در آخر جمله

That ring is expensive.

آن انگشتر گران است.

These children are quiet.

این بچه ها ساکت هستند.

مثال:

A: Can you describe your desk?

میتونی میزتو توصیف کنی؟

B: It`s a big heavy desk.

اون یک میز بزرگ سنگینه.

یک پیشنهاد: برای تسلط کامل به این درس و بدست آوردن توانایی توصیف اشیاء به زبان انگلیسی این مقاله را چند بار مطالعه کنید و با استفاده از جمله های مثال زده شده و اسم هایی که با این صفت ها همخوانی دارند جمله های شخصی خودتان را بسازید. جملاتی که خودتان ساختید را هم چند بار برای خودتان تکرار کنید تا برای همیشه در ذهنتان بماند.

عضویت در تلگرام

موفق و پیروز

فعال و زبان آموز باشید

jadoyezaban.com

locations-prepositions

موقعیت ها در زبان انگلیسی

موقعیت ها در زبان انگلیسی

صحبت درباره موقعیت ها در زبان انگلیسی و محل قرار گرفتن اشیاء و مکانها، همانطور که از اسمش مشخص است، استفاده های خیلی زیادی در صحبت های روزانه و موقعیت هایی که به دنبال چیزی یا آدرس جایی هستیم دارد. کاربردهای مفید و خیلی زیاد این مکالمه و درس باعث شد تا تصمیم بگیرم که این مقاله را بنویسم و این مطلب را بطور کامل توضیح دهم، تا هم برای یادگیری و هم برای استفاده راحت و کاربردی باشد. در پایین چند مورد از کاربرد های مهم موقعیت ها در زبان انگلیسی را همراه با توضیح کامل قرار داده ایم.

کاربرد موقعیت ها در زبان انگلیسی

برای پرسیدن و اطلاع دادن جای اشیاء در منزل، محل کار و…

برای پرسیدن و گفتن آدرس محل هایی مثل مغازه و ادارات و…

برای قرار دادن چیزی در جایی ، یا برداشتن چیزی که موقعیت آنرا نمی دانیم و از مخاطب می پرسیم.

برای پرسیدن و گفتن موقعیت اشیاء، افراد، ماشین ها و مکان ها.

کلمات و عبارت های مورد نیاز برای بیان موقعیت ها

On the right

در سمت راست

On the left

در سمت چپ

In the middle

در وسط

Above

بالای سر / بالای

Below

زیر / پایین

Under

زیر

In

داخل

Into

داخل

نکته: از حرف اضافه (in) می توانیم هم برای نشان دادن موقعیت اشیاء و هم برای بیان انجام کاری به سمت فضای داخلی چیزی استفاده کنیم، ولی از حرف اضافه (into)، فقط برای بیان انجام کاری به سمت فضای داخلی چیزی استفاده می کنیم.

مثال

1- Your dress is in the closet under you blouse.

لباست تو کمد زیر بلوزته.

2- Put the knives and spoons in/into the cabinet.

چنگالها و قاشقها رو بزار تو (داخل) کابینت.

On

روی

over

بالای / بالای سر

Out of

بیرون

In front of

جلوی

Opposite / Across

روبروی

Behind

پشت سر

Next to

کنار / بغل دست

Beside

کنار

نکته: عبارت (next to) بیشتر در جاهایی استفاده می شود که دو چیز در کنار هم هستند ولی به هم نچسبیده اند و کلمه (beside)  وقتی استفاده می شود که چیزی کنار چیز دیگری باشد و به آن چسبیده باشد.

Between

بین/ وسط

Among

بین

Near

نزدیک

Far from

دور از

 نکته: فرق بین دو کلمه (between) و (among) در این است، که کلمه (between) به محل چیزی بین دو چیز یعنی وسط آنها گفته می شود، و از کلمه (among) برای گفتن محل چیزی بین چند چیز استفاده می کنیم.

مثال

1- Our house is between a park and a hospital.

خونه ما وسط یه پارک و بیمارستانه.

2- She couldn`t find her father among the people in the party.

اون نتونست پدرشو تو مهمونی بین جمعیت پیدا کنه.

On the corner / At the corner of

در گوشه / نبش

Ahead / Straight ahead

مستقیم

برای پرسیدن و گفتن اشیاء در محیط هایی مثل (خانه ، مغازه ، محل کار و …)

1-

A: Excuse me. Where is the red sweaters?

ببخشید ژاکت های قرمز کجاست؟

B: They are on the left, behind purple sweaters.

اونها سمت چپ پشت سر ژاکت های بنفش هستند.

A: Thanks, I see.

ممنون، متوجه شدم.

2-

A: Mom, where is my watch?

مامان، ساعت من کجاست؟

B: It`s on the coffee table, under your book.

روی میز، زیر کتابته.

برای پرسیدن و گفتن آدرس محل ها و چیزهایی مثل (تلفن کارتی و دستگاه نوشابه و …)

اصطلاحات در آدرس دادن

Go ahead / Go straight ahead

مستقیم برو

Turn right / Turn left

به سمت راست / چپ بپیچ (دور بزن)

You can see it in front of you.

میتونی جلوت ببینیش.

Turn around

دور بزن./ دور کامل بزن.

Where is …….?

……. کجاست؟

How can I find …….?

چجوری میتونم ……… را پیدا کنم؟

How can I get to a …….?

چجوری میتونم به یک ……….. برسم؟

مثال

A: Excuse me. Where is a Bank? / How can I find a bank? / How can I get to a bank?

ببخشید. بانک کجاست؟ / چجوری میتونم یه بانک پیدا کنم؟ / چجوری میتونم به یه بانک برسم؟

B: Go straight ahead, at first street turn left, go ahead, it`s at the corner of second street and You can see it in front of you.

مستقیم برید، در اولین خیابان به راست بپیچید، مستقیم برید، نبش دومین خیابونه و میتونید اونو جلوتون ببینید.

برای پرسیدن و گفتنِ محل قرار گرفتن چیزی

A: Please move the blender.

لطفا مخلوط کن برقی رو جا بجا کن.

B: Do you want it in the cabinet? / Do you want me to put it in the cabinet?

میخوای بزارمش تو کابینت؟ / میخوای من بزارمش تو کابینت؟

A: No, put it in  the sink, please. I wanna wash it.

نه، لطفا بزارش داخل سینک. میخوام بشورمش.

نکته: (Want to = Wanna) به معنی می خواهم

برای پرسیدن و گفتن موقعیت اشیاء، افراد، ماشین ها و مکان ها

1-

A: which is your father?

کدوم یکی پدرته؟

B: The man that standing in front of the library.

مردی که جلوی کتابخونه وایساده.

2-

A: Where is your car?

ماشینت کجاست؟

B: My car is in the garage.

ماشینم تو پارکینگه.

3-

A: Is marry absent?

ماری غائبه؟

B: No, she is sitting between Fred and Lilly today.

نه، امروز وسط فِرِد و لیلی نشسته.

4

A: Tom, I can`t find my yellow T-shirt.

تام، من نمیتونم تی شرت زردمو پیدا کنم.

B: It`s among your cloths. I put them into closet.

بین لباساته. اونا رو گذاشتم تو کمد.

یک پیشنهاد: برای یادگیری بهتر این درس و برای اینکه کاملا به این درس مسلط شوید، بهتر است چند بار درس را مرور کنید و با استفاده از مثال های زده شده در این مطلب جمله های شخصی خود را بسازید. با این کار استفاده از این درس برای شما آسان می شود و لذت بیشتری در مکالمه می برید.

 

عضویت در تلگرام

موفق و پیروز

فعال و زبان آموز باشید

jadoyezaban.com